اگه گفتید فرق ما چیه؟

جمعه ۱۳۸۵/۰۱/۱۸
 

اگر گفتید فرق واحد پول ایران و انگلیس چیست؟

درا نگلیس شما یک کیف اسکناس می برید و با آن یک ماشین می خرید . اما در ایران شما یک ماشین اسکناس می برید و با آن یک کیف پول می خرید .

اگر گفتیدفرق گردش در تهران و پاریس چیست ؟

در پاریس هر وقت شما خواستید گردش کنید از ماشین پیاده می شوید و در تهران هر وقت شما خواستید گردش کنید سوار ماشین می شوید .

اگر گفتیدفرق یک مجرم در ایران با یک مجرم در جاهای دیگر چیست؟

در همه جا آدم اول جرمش معلوم می شود و بعد زندانی می شود در ایران آدم اول زندانی می شود وبعد جرمش معلوم می شود .

اگر گفتیدفرق یک تخم مرغ در تهران و در مسکو چیست ؟

در مسکو اگر تخم مرغ را زیر مرغ بگذارند بعد از 21 روز احتمالا یک جوجه تخم بیرون می آید ، اما در تهران پس 21 روز ممکن است از تخم مرغ هر موجودی بیرون بیاید ، مثلا یک شتر

اگر گفتیدفرق محل کار ایرانی ها و آمریکایی ها چیست؟

مردم آمریکا در خانه استراحت میکنند ، در اداره کار میکنند و در خیابان تفریخ، اما مردم ایران در خانه تفریح میکنند ،در اداره استراحت ، و در خیابان کار .

اگر گفتیدفرق یک نویسنده ایرانی با یک نویسنده آلمانی چیست ؟

یک نویسنده آلمانی وقتی نوشته هایش چاپ شد معروف می شود ولی یک نویسنده ایرانی وقتی جلوی چاپ نوشته هایش گرفته شد معروف می شود

اگر گفتیدفرق یک تاجر ایرانی با یک تاجر عرب چیست ؟

تاجر عرب از وقتی شناخته شد موفق و خوشبخت می شود ، اما تاجر ایرانی از وقتی شناخته شد ناموفق و بدبخت می شود.

اگر گفتیدفرق پلیس راهمایی و رانندگی در ایران با جاهای دیگر دنیا چیست؟

در همه جای دنیا وقتی ترافیک ایجاد می شود سرو کله پلیس راهنمایی و رانندگی پیدا می شود ، اما در ایران وقتی سرو کله پلیس پیدا می شود ترافیک ایجاد می شود .

اگر گفتیدفرق یک زندانی در ایران ا یک زندانی در اروپا و آمریک چیست ؟

در اروپا و آمریکا وقتی کسی زندانی میشود اعتبارش را از دست می دهد ، اما در ایران وقتی کسی زندانی می شود  اعتبار به دست می آورد.

اگر گفتیدفرق یک آدم موفق در ایران با سایر نقاط جهان چیست؟

در همه جای دنیا وقتی کسی موفق شود همه به او نزدیک می شوند و با او شریک می شوند و به او کمک میکنند ، اما در ایران وقتی کسی موفق شود همه از او فاصله می گیرند و رابطه شان را با او قطع می کنند و جلوی کارش را می گیرند.

اگر گفتیدفرق سیستم اداری ایران با کانادا چیست؟

سیستم اداری کانادا چون کار مردم را راه می اندازد و به آنها کمک می کند از مردم پول میگیرد ، اما سیستم اداری ایران چون جلوی کار مردم می گیرند از آنها پول می گیرد.

اگر گفتیدفرق یک ماشین در تهران با بلژیک چیست؟

در بلژیک شما وقتی یک ماشین می خرید دائما قیمت آن کم می شود ، اما در تهران شما وقتی یک ماشین می خرید دائما به قیمت افزوده می شود.

اگر گفتید تفاوت دشمن در لیران و جاهای دیگر دنیا چیست؟

در همه جای دنیا آدم وقتی دشمن داشته باشد جلوی کارش گرفته می شود ، اما در ایران وقتی آدم ها دشمن داشته باشند تازه انگیزه کار پیدا می کنند.

اگر گفتید تفاوت موسیقی در تهران با موسیقی در جاهای دیگر دنیا چیست ؟

در همه جای دنیا وقتی موسیقی در مکان عمومی پخش می شود صدای آن را زیاد می کنند و وقتی در خانه پخش می شود صدای آن را کم  می کنند اما در ایران  و قتی موسیقی در خانه پخش می شود صدای آن را زیاد میکنند و وقتی  در مکان عمومی آن را پخش می کنند صدای آن را کم می کنند .

بخوانید و مقایسه کنید...

جمعه ۱۳۸۵/۰۱/۱۸

سه شنبه ۱۳۸۵/۰۱/۱۵
 
اگه روزی تو نباشی
 
 
نمیدونم . نازنینم . که کدوم حرف تو رو آزرد

یا کدوم ترانه من . تو رو مثل گلی پژمرد

نمیدونم . نمیدونم . که چی گفتم تو شنیدی

چه خطایی سر زد از من که تو از من دل بریدی

اگه روزی تو نباشی بین ما راهی نباشه

نمیدونم کی میتونه که برام مثل تو باشه

اگه روزی تو نباشی یا بری از من جدا شی

نمیدونم تو میتونی عاشقی دوباره باشی؟

این پرنده دل من . نمیتونه پر بگیره

تو رو میخواد در کنارش . بال و پر از سر بگیره

آخه حیفه پر نگیره . پشت ابرا رو نبینه

حیفه اینجا تک و تنها . تو قفس بی کس بشینه
      

                          

     

اگرمعجزه مقدور است اگرقلبت پرازنوراست

اگرچشمم به جزچشمت به روي هركسي كوراست

اگرچون خستگان گشتم اگرهم خسته ات كردم

اگربي ميل بودي ومن به خودوابسته ات كردم
 
 

 
زندگی اجبار است مرگ انتظار است عشق بک بار است

جدايي دشوار است فکر تو تکرار است
 
 
 
کاش گناهي کنم که مجازاتش
 
 
 
 
       
  

روياهاي يك مرد :

 
گذشتن از اين همه درخت برايم آسان نيست
 
                                تو در حاشيه ي مردابي مرده لانه كرده اي
 
                                                        و مست خواب نيلوفري
 
رودخانه در بند بند تن من چون پيچكي بالا مي رود و در عمق چشم هاي من مي ريزد .
 
گذشتن از اين همه درخت آسان نيست
 
                     اما من يك روز مي آيم و تو مردي را مي بيني
 
                                      با دسته اي نيلوفر در دست
 
                                                  دو رودخانه ي روشن در چشم......... 
 
و تا آن روز منتظر خواهم ماند.....
 
   
راز شقایق
شقايق گفت :با خنده نه بيمارم، نه تبدارم

اگر سرخم چنان آتش حديث ديگري دارم
 
گلي بودم به صحرايي نه با اين رنگ و زيبايي

نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شيدايي

يکي از روزهايي که زمين تبدار و سوزان بود

و صحرا در عطش مي سوخت تمام غنچه ها تشنه

ومن بي تاب و خشکيده تنم در آتشي مي سوخت

ز ره آمد يکي خسته به پايش خار بنشسته

و عشق از چهره اش پيداي پيدا بود ز آنچه زير لب
 
 مي گفت

شنيدم سخت شيدا بود نمي دانم چه بيماري
 
 به جان دلبرش افتاده بود- اما-

طبيبان گفته بودندش

اگر يک شاخه گل آرد

ازآن نوعي که من بودم

بگيرند ريشه اش را و

بسوزانند

شود مرهم

براي دلبرش آندم

شفا يابد

چنانچه با خودش مي گفت بسي کوه و بيابان را

بسي صحراي سوزان را به دنبال گلش بوده
 
و يک دم هم نياسوده که افتاد چشم او ناگه

به روي من

بدون لحظه اي ترديد شتابان شد به سوي من

به آساني مرا با ريشه از خاکم جداکرد و

به ره افتاد

و او مي رفت و من در دست او بودم
 
و او هرلحظه سر را

رو به بالاها

تشکر از خدا مي کرد

پس از چندي

هوا چون کوره آتش زمين مي سوخت

و ديگر داشت در دستش تمام ريشه ام مي سوخت

به لب هايي که تاول داشت گفت:اما چه بايد کرد؟

در اين صحرا که آبي نيست

به جانم هيچ تابي نيست

اگر گل ريشه اش سوزد که واي بر من

براي دلبرم هرگز

دوايي نيست

واز اين گل که جايي نيست ؛ خودش هم تشنه بود اما!!

نمي فهميد حالش را چنان مي رفت و

من در دست او بودم

وحالا من تمام هست او بودم

دلم مي سوخت اما راه پايان کو ؟

نه حتي آب، نسيمي در بيابان کو ؟

و ديگر داشت در دستش تمام جان من مي سوخت

که ناگه

روي زانوهاي خود خم شد دگر از صبر اوکم شد

دلش لبريز ماتم شد کمي انديشه کرد- آنگه -

مرا در گوشه اي از آن بيابان کاشت

نشست و سينه را با سنگ خارايي

زهم بشکافت

زهم بشکافت

اما ! آه

صداي قلب او گويي جهان را زيرو رو مي کرد

زمين و آسمان را پشت و رو مي کرد

و هر چيزي که هرجا بود با غم رو به رو مي کرد

نمي دانم چه مي گويم ؟ به جاي آب، خونش را

به من مي داد و بر لب هاي او فرياد

بمان اي گل

که تو تاج سرم هستي

دواي دلبرم هستي

بمان اي گل

ومن ماندم

نشان عشق و شيدايي
 
و با اين رنگ و زيبايي

و نام من شقايق شد

گل هميشه عاشق شد
 
***************************************
یا حق
         

                

 

    

من متهم هستم من متهم هستم به بد بودن / من متهم هستم كه شايد / شايد دروغي گفـته باشم/
 شايد سلامي كرده باشم/ شايد نگاهي را اميدي داده باشم / شايد در آن شعري كه دارم سايه اي
 
 باشد/ شايد هزاران شايد ديگر / حتي قسم خوردم / با اشكهاي نازكي در چشمهاي شب
 نخوابيده / حتي براي چشمه بودن هم من متهم هستمUpgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
 
 
همه ميگفتن درسته !
 
منم باور کردم چون همه مي گفتن !

اما درست نبود !

و همه اشتباه مي گفتن !

اين وسط تنها آدمي که ضرر کرد

من بودم نه « همه » !!!Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
  بيا تا برايت بگويم Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

چه اندازه تنهايي من بزرگ است

و تنهايي من شبيخون حجم تو را پيش بيني نمي كرد
 
  به من گفت بيا

به من گفت بمان

به من گفت بخند

به من گفت بمير

آمدم ماندم خنديدم مردم Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
 
بچه هابرام دعا كنيد
 
 
                                lUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

               

                         

                         

                         

   

اینم برای اونایی نوشتم که عاشقن
 

 
 
بخوان براى دل من ترانه اى ديگر

ترانه اى ز شب شاعرانه اى ديگر

مرا در آتش آغوش خويش گرمى بخش

بزن به زلف گرهگير شانه اى ديگر

ز عشق قصه شيرين بگوى با دل من

كه غير عشق، ندارد بهانه اى ديگر

تو اى پرنده صحراى دور دست خيال

مگير جز دل من آشيانه اى ديگر

به اشك ديده نويسم حكايت غم خويش

كه ماند از من و عشق نشانه اى ديگر
 
اشک چشمم نوشتم دوستت دارم باور نکردی که اشک چشمم ست,
 
به خیسی چشمانم باور نداشتی.
 
با خون قلبم نوشتم عاشقانه میپرستمت بازم باور ت نشد که خون قلبم ست .
 
 
نمی خواستم ببینی تا در لحظه آخر زندگیم لبخندت رو ببینم به ناچار دست خونی ام
 
 را نشان دادم و تو باور کردی و خیره خون قلبم را که جاری بود نظاره کردی ولی
 
 لحظه ایی بود که چشمانم را برای همیشه بستم و این هم برایم کافی ست  برای
 
 یکبار چشمان خیره ات را به قلبم دیدم  و هنگام مردنم با حضور تو و عشق تو
 
مردم.
مرگ هم با عشق زیبا ست.
 
دیدن تو عشق تو برایم یک رویا شده آرزومه که لااقل هنگام مرگ تو را ببینم
 
برای آخرین بار
            

 
شايد آنروز كه نقاش خيال

روي پيشاني

ما نقش كابوس زمان را مي ريخت

رنگ مهتاب نبود

رنگ شب بود و سكوت

كه گره هاي ترك خورده ي عشق

روي تابوت زمان نقش شدند

نتوانستم من باز كنم

چون مرا در قفس ديگري از عشق بيانداخت به دام

و تو آزاد و رها در تپش پنجره ها غرق شدي

رنگ تقصير نداشت

دست خلاق هنر مند جهان

قصه ي ما را با هم
 
 
چندروزي است كه تنهابه تومي انديشم

ازخودم غافلم امابه تومي انديشم

شب كه مهتاب درايينه من مي رقصد
 
 
Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
      ÚÖæیÊ ÏÑ ÇیÑÇä ÚÔÞ

                

         
   
   
    
            
                 تنهاتر از سكوت...!!!  
 
                                                    
مخلص مهرشاد
  

سه شنبه ۱۳۸۵/۰۱/۱۵
دستها بالا بود. هر کسي سهم خودش را طلبيد.سهم هر کس که رسيد،

داغ تر از دل ما بود ولي نوبت من که رسيد،

سهم من يخ زده بود! سهم من چيست مگريک پاسخ

پاسخ يک حسرت! سهم من کوچک بود

قد انگشتانم عمق آن وسعت داشت

وسعتي تا ته دلتنگيها شايد از وسعت آن بود که بي پاسخ ماند!
 
Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with
 1000's of emoticon icons
 
 
من و تو هر دو به يک شهر و زهم بی خبريم

هردو دنبال دل گمشده در بـه دريم

ما کـه محتاج نفسهـای هميـم آه چـرا؟

از کنار تـن يخ کرده هم می گذريـم
 

سه شنبه ۱۳۸۵/۰۱/۱۵
گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم.گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم
 
 من فقط ناراحت ميشم.گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم
 
اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم.گفتي تا ابد تو قلب مني، گفتم فعلا تو
 
 قلبم جا داري.گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما
 
 اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم.گفتي ... ،
 
 گفتم... .حالا فكر كردي فرق ما كجا بود؟فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من
 
 راستشو.
 
اون چقدر ساده ازم بريد ورفت

وانمود كرد كه من و نديد ورفت

همه گفتن اون ازت بي خبره

به خدا گريه هام وشنيد ورفت
كم كم حس كرد كه براش تكراريم يه عروسك جديد خريد ورفت
Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
 
 
 
از من بريده ای و صدايم نمی کنی

چون درد در منی و رهايم نمی کنی

گم گشته ام ميان تماشای چشم تو

از اين جنون تلخ جدايم نمی کنی

هر شب چو باد می وزم از داغ ياد تو

آخه چرا؟ چه شد که دعايم نمی کنی

من آخرين پرنده گم کرده لانه ام

در آسمان خويش هوايم نمی کنی

امشب ميان کوچه تو را جار می زنم
اما تو باز رو به صدايم نمی کنی
Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
 
 
تو رفتي و مرا در اين شب هاي غربت تنها گذاشتي

با دلي كه از عشق تو سرشار است

در كوچه باغ هاي بيقراري ام به دنبالت ميگردم

اما مي دانم كه ديگر رفته اي بر نمي گردي

و ميدانم كه
تو رفتي و من ماندم بدون تو
Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
 
 
 
عشقي كه نثار ره تو كردم

در سينه ديگري نخواهي يافت

زان بوسه كه بر لبانت افشاندم
شورنده تر اذري نخواهي يافت..
Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
 
 
     برام دعا كنيد
 
 
 
 پسر تنهاي شبUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

سه شنبه ۱۳۸۵/۰۱/۱۵
 
چشمانم چه گناهي كرده اند كه بايد اين همه اشك بريزند … دستهايم چه گناهي كرده اند كه بايد اين همه از سردي نا توان باشند… ...پاهايم چرا بايد اين همه خسته و نا توان باشند… چهره ام چرا بايد اين همه پريشان و غم زده باشد… قلبم چرا بايد شكسته و پر از شور و التهاب باشد…...Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
 
 
گفتم تو را نبخشم ‘گفتي كه بي گناهم
اما چرا برايت بيگانه شد نگاهم
در روزهاي شيرين همواره با تو بودم
با من چرا نماندي در اين شب سياهمUpgrade your email with
 1000's of emoticon icons
 
 
 
تصوير آخرين نگاهت رو براي هميشه توي ذهنم نگه ميدارم
همه ي اشكايي رو كه به خاطر تو ريختم تو صندوق ميزارم
........ و هر روز اسمت رو روي ديواراي عالم مي نويسم Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
 
 

تو كه هيچ وقت چيزي براي يادگاري بهم ندادي
اما من حتي يادت رو براي خودم نگه ميدارم ...Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
 
          پسرتنهاي شبUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

سه شنبه ۱۳۸۵/۰۱/۱۵
         Ta ra neh ha

   

Ta ra neh ha
بهار عاشق بود و زمين معشوق  عشق بی تابی می آورد و بهار
 
 بی تاب بود 
 
زمين اما آرام و سنگين و صبور ....
 
و بهار پرده از عاشقی برداشت . آن هنگام كه رازش عظيم گشت
 
و عشقش مهيب  و جهان حيرت كرد .....
 
 

خاك جان يافته است نكند سنگ شوي نكند بااين همه شور دلتنگ شوي
 
 
باز كن پنجره هارا وبهاران را باوركن
 
 
كنار سفره هفت سين براي من هم دعا كن.
 
 
شاد باشيد و هميشه بهاري

سه شنبه ۱۳۸۵/۰۱/۱۵
Image hosting by TinyPicشدی چند روزی مهمونم    
ولم کردی و داغونم
فريبم دادی انگاری
خيال کردی نميدونم ؟
ولی من خاک پات هستم
هنوزم چشم به رات هستم
نديدی آخه محتاجم
هلاک يک نگات هستمUpgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
 
 
حرف تو - حرف رفاقت بود
اولش پر از صداقت بود
يادمه تو روزاي سخت زندگيم
تکرار اسم تو برام يه عادت بود
(( ولي حالا که دلم به عشق تو محتاجه :
قلب تو - قلب توخالي
عشق تو - عشق پوشالي ))Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
 
 
من خسته ام....خسته از دقايقي که مي گذرد و بازگشتي ندارد از دقيقه هاي خسته و مرده در بطن زمان خسته از بودن ،ماندن
خسته از اين آمدنو رفتنها
خسته از خسته شدنها
خسته خسته خسته ...Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
 
 
هنوز گيجم از اتفاقي كه بين من و تو افتاد
و من شكستم
دربرخوردچشمانمان كه تصادفي بود
مقصرمن بودم و
     نگاه توفرار كرد Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
 
 
     خوش باشيدUpgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
 
                                                                     Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

سه شنبه ۱۳۸۵/۰۱/۱۵
عشق مانند ويلون است موزيک آن ممکن است ٬

قطع شود ولی تارهای آن هميشه می ماند
 
عشق مانند جنگ است ،
 
 به راحتی شروع ميشود اما به سختی پايان میپذيرد
 
عشق تازه از زمين است و عشق کهنه از بهشت
 
وقتی عشق وجود داشته باشد
 
هيچ خانه ای کوچک نيست
 
عشق مانند جيوه در دست است ٬
 
اگر انگشتان خود را باز نگه داری می ماند
 
 ولی اگر دست خود را مشت کنی
 
از ميان انگشتانت فرار ميکند
 
عشق يعنی حمايت ٬
 
احترام و علاقه دو انسان به همديگر

 

سه شنبه ۱۳۸۵/۰۱/۱۵
Taranehha groups
 
به دنبال چیزی که نمی دانم چیست
 
تمام زمان را پرسه زنان به حقیقت شوم بی مرزی
 
میرسم
 
نمی دانم چیست آنچه که در تمنایش روز و شبم تهی
 
از بودنم شده است
 
بی وصل و فصل ،
 
حیران و سرگردان ،
 
می گردم و هیچ مرا نمی پاید..
 
قلبم تهی تر از همیشه
 
روحم سرکش تر از همیشه
 
جسمم ضعیف تر از همیشه
 
به هر سو می نگرم جز هیچ نمیبینم
 
به هر زمانی سرک می کشم جز آهی سوزناک و تلخ
 
عایده ای ندارم
 
چیزی در من ، من را فریاد میزند ...
 
ندای عقل را می شنوم  که فریاد می زند
 
تا کی مدهوش این دل شیدا خواهی بود...
 
من انگار گمشده ام و.... شاید چون تو را گم کرده ام
 
این گونه شده ام .
 
دیگر چه اهمیتی دارد؟!
 
دیگر از سیاه بختیم ناله نمی کنم .
 
دیگر از بیوفایی و غم لابه نمی کنم .
 
دیگر با هیچ کسی بحث و جدل نمی کنم .
 
من دیگر به روزهای نبودنت بیشتر اطمینان دارم تا به
 
روزهای بودنت .
 
حقیقت را مدام بر خود تکرار می کنم .
 
حقیقتی عریان و تلخ :
 
تو رفته ای ، به هر دلیلی ، تو رفته ای .
 
روزها کشدار تر از همیشه می گذرند
 
 و شبها بیخوابی کابوسی بر خوابهایم می شود .
 
از وقتی که رفته ای دیگر دستهای
 
سرد و یخ زده ام
 
 را به هوای برگشتنت گرم نگه نمیدارم.
 
تو رفته ای ، باید بپذیرم ، باید .
 
چراغ خانه ام هنوز روشن است .
 
دیگر خیالم را به مهمانی شبهایت نمی فرستم .
 
می دانم که تو خاطراتم را در یک روز سرد زمستانی
 
در گنجه ای شکسته مدفون کرده ای .
 
فقط ، فقط کاش زودتر گفته بودی:
 
 که عشق برایت جز سراب چیزی بیش نیست .
 
کاش گفته بودی که کاخ آرزوهایم را آنقدر بلند و رفیع
 
نمی ساختم .
 
آرزوهایی که رنگین تر از هر رنگین کمانی بود .
 
پاسخم را بده
 
چرا نگفتی که روزها و شبهایم را با تو زندگی نکنم
 
اگر قرار است من جا بمانم و تو بی من سفر کنی ؟
 
چرا؟؟؟؟؟؟؟

                   Kisses

 
 
.