کاش بعد از مرگ راه ارتباطی با زندهای که دوستش داری داشته باشی
مثلا اکنون این نامه را از زیر خروارها خاک برایت مینویسم.
خاک خنک و نمناکیست.
کمی سنگریزه دارد و مورچه، امان از مورچهها.
میدانی مورچه که ببینم تمام تنم شروع به خارش میکند.
ملالی نیست جز خارش بدنم و دوری تو.
من برام سوال شده بود
که این نسخه لینوکسش چیه پس ؟
سرچ کردم و فهمیدم Red hat هست
حالا ممکنه آپدیتش درست کار نکنه
این لینک راهنمایی عالی داره
https://access.redhat.com/solutions/203603
باهاش مشکل عدم آپدت هسته رو حل کرد .
دمش گرم .
پی نوشت :
این دستور عالیه
yum install git --verbose --disablerepo=iperfex
اون بخش اخر باعث میشه ریپازوتوری هایی که غیر فعال هستن در آپدیت دخیل نشند.
نمیدونم
چون ندارمت انقد دوست دارم یا
چون دوست دارم انقد ندارمت...
نظامی گنجوی میگن که:
دوستی هر که تو را روشن است
چون دلت انکار کند دشمن است
تن چه شناسد که تو را یار کیست
دل بود آگه که وفادار کیست.
ولی شاید داشتین همچین آدمی رو تو زندگیتون،
یه نفر که خیلی به اون وابسته هستین و دوستش دارین
ولی بیشترین ضربه رو از طرف همون شخص میخورین.
شاید ناراحت کننده باشه حتی یه جاهایی ناخواسته با اینکه
میدونین ضربه میخورین ولی شما کنارش میمونین
چون از عمق وجودتون اون شخص رو دوس دارین
و زخم و درد رو جزئی از دوست داشتن میدونین.
منم در جواب نظامی گنجوی میگم که:
دل ما دل دل کند ، انکار تو را منکر کند
زخم تو زیباست بر من
این تن از زخم تو هر بار درد را منکر کند
دل بردی و بی وفایی سهم تو بود
جان تو دل نداند جز تو کرا جان دل کند
گفت آره ممنونم ازت ...
و من قبلش نوشته بودم :
از من میخوایی که بی صدا توی خودم بشکنم ؟
و اون نوشت ممنونم ازت ...
هیچ توقعی ندارم ..
معنی همین حرف یعنی همین
که من بنویسم بی صدا در خود بشکنم ؟
اون بگه ممنونم ازت ...
تو شاد باشی
بقیه اش حله
اینکه چی سر من میاد ؟ اصن مهم نیس
کی اهمیت میده که چه اتفاقی برای من میافته ؟
میخواستی مطمئن بشی که هنوزم حال من ناخوش احواله با مرام؟
آره .. من حالم میزون نیس
اما سر تو سلامت .
بقول خودت هشتگ به هر چی ...
که هرچی...
کاش یکبار دنیا رو از دریچه چشای من نگاه میکردی ...
کاش ...
تو نبض و حلق خلق هر ترانه ای که بر باد
بر دار می شود
.......
اینکه میگی برای من دیگه هیچ چیز معنایی نداره ...
من میگم چشم ...
هرچند در من هیچ چیزی عوض نشده
اینجا غریبه ها میخونن
حتی اینا میتونن گواهی بدن که توی این مدت
هیچ وقت چیزی ننوشتم که خلاف این باشه ...
اما همیشه اون کسی که تصمیم میگرفته تو بودی
نگفتمت نرو که رفتنت نتیجتا اشک بود.....
جسم ما هم زیر خاک روزی نهان خواهد شد
عاقبت این گلشن عمر، خزان خواهد شد
سهم من همین چیزایی هست که این روزا سرم میاد
تو شاد باش ... بقیه اش مهم نیس ...
بی خیال این دنیا ...
همونی که همیشه میگفتم
مثل هر سال ، امسال هم خاطره میشه ...
همین .
احساس عشق کامل به رنگ سفید شبیه است.
بسیاری گمان میکنندکه سفید به معنای بى رنگى ست،
در حالى كه سفيد تمامى رنگ ها را در بردارد.
سفيد از تركيب همة رنك ها ايجاد مى شود.
به همين ترتيب، عشق نيز فقدان احساساتى از قبيل
تنفر، خشم، شهوت، حسادت و پنهانكارى نيست،
بلكه حاصل جمع تمامى احساس هاست؛
حاصل جمع هر آنجه كه هست.
عشق، فراگير است.
عشق، كسترة كامل احساسات انسانى را بذيراست،
حتى احساساتى كه ينهان مى كنيم و يا از آنها مى ترسيم.
يونگ مى گويد: ((من ترجبح مى دهم كامل باشم تا خوب!)
تاكنون چند نفر از ما خود را زير با نهادهايم تاخوب، دوست داشتنى وقابل قبول باشيم؟
حقیقت اون چیزی نیست که به چشم ما میاد
حقیقت اون چیزیه که در بطن یک اتفاق نمایان میشه
ساده ترین راه همیشه برچسب زدن بوده ،
چون دانستن حقیقت شجاعتی میخواد که تقریبا
رابطه مستقیمی داره به عمق تلخی و سخت بودن اون اتفاق
پس آنقدر سریع همه چیز رو به همه چیز وصل نکنیم
صرف رمز گذاشتن روی یک نوشته به معنا پنهان کردنشون نیست
چون اگر نیاز به پنهان کردنشون بود که اصلا نگارش نمیشد
رمز روی مطلب برای چیه ؟
اگر نیازی به پنهان سازی بود اصن نوشته نمیشد
دوست ناشناس که در پیام ها کلی ابراز محبت میکنی
حقیقتا برای این حجم عصبانیت تو ، آرامش دعا میکنم
برای خودم هم ، یک خواب طولانی بدون بیدار شدن