یک متن قشنگ از یک بلاگ تصادفی

سه شنبه ۱۴۰۳/۱۱/۳۰

چی در درون تو هست که از خواسته ات بزرگتر هست و نمیذاره بهش برسی؟؟؟

... قشنگ بود متن هاش .. دوست داشتی خودت یسر برو و بخون

اندر احوالات زینب

دوشنبه ۱۴۰۳/۱۱/۲۹

شما زینب رو‌نمیشناسین

راستشو بخواین من هم نمیشناسمش

یعنی گویا تا الان یکی یا دوبار که رفته بودم دنبال یک دوست مشترک مون

اون هم بوده اونجا

اما خب هیچ وقت من چشم تو چشم ندیدمش

اصلا نمیدونم چهره اش چه شکلیه

چند صباحی به خاطر مشکلات مالی همسرش و بچه هاش

بنده خدا نیاز مالی داشت و به دوست مشترکمون میگفت

که خب من تا حد توانم کمک کردم

هیچ‌وقت مستقیم به من نگفت

هیچ وقت مستقیم ازش نپرسیدم

تنها سوالی که میکردم این بود

چه میزان نیاز داره ، تا چه زمانی میتونه برگردونه

و مهم نبود پاسخش چی باشه

اگر‌مبلغی بود که نداشتم از کسی قرض میگرفتم

اگر زمانی که میگفت طولانی بود ، اصلا به روش نمیاوردم

این موضوع دست کم یک سالی ادامه داشت

کم و بیش

گاهی به خودم هم سخت میگذشت اما خب برای من که تنها هستم تحمل این سختی عادی بود

مثلا یادمه یکبار مبلغی رو خواست که جور کردنش گمی سخت بود

اما جور شد

ولی خب اون ماه تا واریز حقوق بعدی واقعا سخت گذشت

بگذریم

حالا مقصودم از نوشتن این متن چی بود

من زینب رو ندیدم

نمیشناسمش

و خب جدیدا مطلع شدم از همون راوی که هر وقت زینب مشکل مالی داشت

بهش میگفت

اره ازش مطلع شدم که زینب دچار سرطان شده

سرطانی که بدخیمه

و‌تقریبا دو عضو حیاتی بدنش رو درگیر کرده

وقتی راوی‌ بهم گفت

اهی کشیدم و گفتم

امیدوارم برای من دعا کنه

دختر خوبی بود

زمانش مشخص نیست

اما دیگه طولانی ترین قسمتش اونجاست که عید بعدی رو نمی بینه

آدما هیچ‌وقت نمیدونن آخرین باری که دیگه قرار نیست از بستر بیماری

سالم بلند بشن کی هست

امیدوارم توی‌ زندگی بعدیش

همه چیز براش قشنگ تر و عالی تر و‌ بهتر باشه

همینا دیگه

سردرد های عجیب

یکشنبه ۱۴۰۳/۱۱/۲۸

نمیدونم این ویروس جدیده است یا چی

سردردم

امروز هم‌نرفتم سرکار مثل چند روز قبل

البته کمی بهترم که تونستم بیام و اینا رو بنویسم

در نهایت باید بگم

هر کدوم ما ، بالاخره یک بار ، برای بار آخر میافتیم در بستر

و بعد اون دیگه بلند نمیشیم

امروز کلی خاطراتی که باهم داشتیم مرور کردم

دوست داشتم بهت زنگ بزنم و‌بهت بگم که چقدر دوست دارم

اینجا که اجازه شو نمیدی ، شاید توی زندگی بعدی ♥️

دوستت دارم

قدیمیه اما خب ارزش خوندن داره :) پابلیش سال 1389

چهارشنبه ۱۴۰۳/۱۱/۲۴

یک تست روانشناسی بسیار جالب برای اینکه بدانید چقدر عاشق محبوبتان هستید. جواب سئوالات در پایین مطلب موجود است....

سوال اول:
شما به طرف خانه كسی كه دوست دارید می روید.
دو راه برای رسیدن به انجا وجود دارد:
ـ یكی كوتاه و مستقیم است كه شما را سریع به مقصد می رساند ولی خیلی ساده و خسته كننده است
ـ اما راه دوم به طور قابل ملاحظه ای طولانی تر است ولی پر از مناظر زیبا و جالب است.
حال شما كدام راه را برای رسیدن به خانه محبوبتان انتخاب می كنید؟راه كوتاه یا بلند؟
سوال دوم:
در راه دو بوته گل رز می بینید .یكی پر از رزهای قرمز و دیگری پر از رزهای سفید.شما تصمیم می گیرید 20 شاخه از رزها را برای او بچینید.
چند تا را سفید و چند تا را قرمز انتخاب می كنید
(شما می توانید یا همه را یا از تركیب دو رنگ انتخاب كنید)
سوال سوم:
با لاخره شما به خانه او می رسید .
یكی از افراد خانواده در را بر روی شما باز می كند.
شما می توانید از انها بخواهید كه دوستتان را صدا بزند.
یا اینكه خودتان او را خبر كنید.
حالا چكار می كنید؟
سوال چهارم:
شما وارد منزل شده به اتاق او می روید ولی كسی انجا نیست.پس تصمیم می گیرید رزها را همان جا بگذارید.
ترجیح می دهید انها را لب پنجره بگذارید یا روی تخت؟
سوال پنجم:
شب می شود شما و او هر كدام در اتاقهای جداگانه ای می خوابید..صبح زمانی كه بیدار شدید به اتاق او می روید:به نظر شما وقتی كه انجا می روید او خواب است یا بیدار؟
سوال اخر: وقت برگشتن به خانه است ایا راه كوتاه و ساده را انتخاب می كنید؟
یا ترجیح می دهید از راه طولانی و جالب تر بروید؟



ادامه مطلب

آمدنت پر از امید بود . ..

سه شنبه ۱۴۰۳/۱۱/۲۳

آمدنت پر از امید بود،
اما رفتنت ...،

با دلی شکسته و چشمانی خیس…

من ...
چه راهی بود که انتهایش جز درد نداشت؟

وقتی همه چیزی در یک لحظه شروع میشه و تا ابدیت ادامه داره

دوشنبه ۱۴۰۳/۱۱/۲۲

وقتی که دیگر نبود،

من به بودنش نیازمند شدم

وقتی که دیگر رفت،

من به انتظار آمدنش نشستم

وقتی که دیگر نمی توانست من را دوست بدارد،

من او را دوست داشتم

وقتی که او تمام کرد،

من شروع کردم

وقتی که او تمام شد،

من آغاز شدم

و چه سخت است تنها متولد شدن...

مثل تنها زندگی کردن...

مثل تنها مردن...

متا ادیتور و من :)

جمعه ۱۴۰۳/۱۱/۱۹

کد های متا ادیتور برای رنگ مشکی ، مشابه محیط Vscode امیدوارم به کارتون بیاد .

[Colors]
Color0=0
Color1=14474460
Color2=14474460
Color3=7884582
Color4=1973790
Color5=14064726
Color6=9934743
Color7=4892247
Color8=14474460
Color9=11585870
Color10=4210943
Color11=12936125
Color12=4892247
Color13=16736511
Color14=6118848
Color15=10505471

من و این رویای قشنگ‌🥲

چهارشنبه ۱۴۰۳/۱۱/۱۷

رویا وقتی قشنگه که تو ، اونجا هستی

و من این روزا پُر ام از این رویا های قشنگ

دوستت دارم ♥️

خون آبی و خرچنگ ؟ چرا عاخه 🫠

دوشنبه ۱۴۰۳/۱۱/۱۵

آیا می‌دونستی خرچنگ‌های نعل اسب از دایناسورها هم قدیمی‌ترن؟ 😲 این موجودات باستانی بیش از ۴۵۰ میلیون ساله که روی زمین پرسه می‌زنن. خون آبی رنگشون توی تحقیقات پزشکی خیلی به کار میاد و کمک می‌کنه تا آلودگی‌های باکتریایی شناسایی بشن. خیلی باحاله، نه؟ 🌊🦀"

امیدوارم از این مطلب خوشت بیاد! 😊

تجربه من از کامپوزیت

جمعه ۱۴۰۳/۱۱/۱۲

اصلا خوب نیس

واقعا انجامش ندین

از درد دندون های تراشیده بگیر

تا احساس ضخیم شدن

از سنگین تر شدن فک بگیر

تا گیر کردن زبون در بین دندون ها

واقعا خوب نیس

اونقدی که دیده میشه که جذابه

اما به دردسرهای بعدش نمی ارزه

🫠

مطالب قدیمی‌تر