میان تاریکی...تو را صدا کردم....
سکوت بود و نسیم...که پرده را می برد....
در آسمان ملول....ستاره ای می سوخت...
ستاره ای می رفت....ستاره ای می مرد....
ترا صدا کردم....
ترا صدا کردم ....
تمام هستی من چویک پیاله شیر میان دستم بود....
نگاه آبی ماه به شیشه ها می خورد....