آنچنان عمیقی چون جان در تن …

جمعه ۱۴۰۳/۰۲/۱۴

همیشه در جانم بودی،

در لبانم،

در چشمانم،

در سَرم،

رنج و اشتیاقم بودی،

و آن چیز شگفتی که انسان به یاد می‌آورد تا زندگی کند و بازگردد.

قدرت عجیبی دارم که تاکنون همانندش را نیافتم،

قدرت رویا پردازی و تصورت،

هنگامی که منظره‌ای یا واژه‌ای را بشنوم و با خودم از آن حرف بزنم جواب تو را در گوشم می‌شنوم،

گویی کنار من ایستاده‌ای و دستت در دست من است....