بیایین تا براتون بگم ...

دوشنبه ۱۴۰۲/۱۱/۲۳

+اینطوریه که یکروزی متوجه میشی تو دیگه اون آدم قبلی نیست براش
-چرا ؟
+چون دیگه براش اون استفاده رو نداری ..
-چی میشه بعدش ؟
+این میشه که خیلی راحت میندازتت کنار انگار که وجود نداشتی ...
-یعنی چی ؟
+یعنی باید بپذیری که تو فقط یک آدم موقت بودی برای یک دیکتاتور که پشت عبارت " من یک تکتم منطقی هستم " پنهان شده ...
-چی سرتو میاد ؟
+سر من ؟ هیچی ، چون من که باهاش معامله نکردم ... که الان بخوام مثل خودش باشم ... نه ..
-پس تو چیکار میکنی ؟
+من همونطوری که دوسش داشتم ، دوسش دارم و این تنها چیزیه که عوض نمیشه ... درسته اون منو موقت میخواست ... اما من اونو برای همیشه میخوام ... حتی اگه الان یادش نباشه که من هم هستم .. . من هم وجود دارم ... حتی اگه با رفتارش اینطوری منو له کنه و خیلی راحت بگه پیش خودش بگه نه نه نه من رفتارم کاملا درست بوده ... این که چیزی رو عوض نمیکنه ... اون از من سواستفاده کرده ... و برای آرامش منطق خودش به من برچسب میزنه ... دقیقا چیزایی رو به من میگه که خودش بهتر میدونه اینا هرگز به من نمیخوره .... مهم نیس... الان شاد باشه و بخنده ... بقیه اش مهم نی ...