گفتم ... گفت

دوشنبه ۱۳۸۵/۰۷/۰۳
استاد:کشتی ها در بندر گاه ایمن هستند، اما کشتی ها را برای بندرگاه نساخته اند.

شاگرد: شما؟

استاد: تمرین کردی؟

شاگرد: آره. ولی چه فایده این هفته تعطیله L.

شاگرد: دنبال چیزی باش که دیگران نیستند.

استاد: ارزش هر انسان به اندازه چیزهاییست که دنبال می کند.

شاگرد: اعتبارشم به کسایی که دنباله روش می شن.

شاگرد: یه چیزی بگم؟ ناراحت نشییا! همیشه سعی کن از خودت جمله قشنگ بسازی جای اینکه دکلمه کننده ی نویسنده ها باشی. چون جمله های اونا تموم می شه. اما ذهن تو همیشه و همه جا آماده ی خلاقیته! لحن نصیحت وارمو ببخش.

دوشنبه ****************************************

شاگرد: حتی روی یخ هم می شه راه رفت فقط کافیه پاتو با روشی درست بذاری. (اینم واسه اونایی که به نظر می یاد هیچ رگ خوابی ندارن.)

شاگرد: هی شمس نمی خوای جواب این پیر خسته رو بدی؟

استاد: حرکت تاریخ نتیجه توانایی های بی حدو مرز انسانهاست.

شاگرد: همینطور که من برف و می بینم تو هم میبینی؟

استاد: برای خوابیدن دیر است سحر نزدیک است.

سه شنبه *************************************

شاگرد: دنبال چی هستی؟

استاد: آزادی،...

شاگرد: بعد اینکه به دستش اوردی چی کار می کنی؟

استاد: زندگی انسان گونه.

شاگرد: با آزادیت چی کار می کنی؟

استاد: آزادی یعنی فرصت رشد کردن، انسانتر شدن.

شاگرد: پس تکامل چیه؟

استاد: تکامل راهیست از گذشته تاامروز و تا آینده، برای آزادی انسان از همه بندها.

شاگرد: پس می گی هر بچه ای که جوون امروزو پیر آینده است راه تکاملو پیموده!؟

استاد: *ارزش ها را دگرگون می کند. اما فقط به اینها ختم نمی شود.

شاگرد: من اینو ازت گرفتم اگه حال داری اونایی که نیومده رو بفرست. نه همشو. *

استاد: برای درک بهتر باید آنر از زوایای مختلف بررسی کرد.

شاگرد: دو تا سوال؟ اول دومی: ارزش چیه و کی تعیین می کنه. دوم و مهمتر. مطمئنی اگه آزادی رو پیدا کنی راه رشد و زندگی انسانی هم پیدا میکنی؟ اگه جوابش زیاده دو سری بده. اگرم خواستی جواب نده!!!

شاگرد: ما با سکوت همیشه اجازه می دیم هر برداشتی که می خوان بکنن. شب خوش

استاد: ببخشید الان نمی تونم جواب بدم.

چهارشنبه ************************************

استاد: و عشق صدای پای زنجیرهاست...

شاگرد: ولی عشق صدای پای زندگیست...

استاد: و عشق صدای پای زنجیرهاست... من سر کلاسم.

شاگرد: حتی اگه سر کلاسم باشی ولی باز هم عشق صدای پای زندگیست...

استاد: کوچکترین زندانها از آن عاشقان است.

شاگرد: و بزرگترین لحظات، لحظات عشق ورزیدن است...

استاد: و کوچکترین مغزها هم از آن عاشقان است.

شاگرد: همینطور بزرگترین دلها!

استاد: و بزرگترین رهایی ها، زخم ها،دردها، از آن عاشقانیست که معشوقانی بزرگ و بدون نقص دارند.

شاگرد: می شه عاشق و معشوقی بی نقص بود.

استاد: می شه اما نه در زندگی روزمره... بهتره بگم در یک دنیای دیگر

شاگرد: موضوع اینه که هر عاشقی معشوقشو بی نقص می بینه

استاد: ها. ها. ها. دلیلش اینه که همیشه عاشقا از معشوقا ناقص ترند.

شاگرد: یعنی میگی معشوق هرگز عاشق عاشقش نمی شه؟