استاد:کشتی ها در بندر گاه ایمن هستند، اما کشتی ها را برای بندرگاه نساخته اند.
شاگرد: شما؟
استاد: تمرین کردی؟
شاگرد: آره. ولی چه فایده این هفته تعطیله L.
شاگرد: دنبال چیزی باش که دیگران نیستند.
استاد: ارزش هر انسان به اندازه چیزهاییست که دنبال می کند.
شاگرد: اعتبارشم به کسایی که دنباله روش می شن.
شاگرد: یه چیزی بگم؟ ناراحت نشییا! همیشه سعی کن از خودت جمله قشنگ بسازی جای اینکه دکلمه کننده ی نویسنده ها باشی. چون جمله های اونا تموم می شه. اما ذهن تو همیشه و همه جا آماده ی خلاقیته! لحن نصیحت وارمو ببخش.
دوشنبه ****************************************
شاگرد: حتی روی یخ هم می شه راه رفت فقط کافیه پاتو با روشی درست بذاری. (اینم واسه اونایی که به نظر می یاد هیچ رگ خوابی ندارن.)
شاگرد: هی شمس نمی خوای جواب این پیر خسته رو بدی؟
استاد: حرکت تاریخ نتیجه توانایی های بی حدو مرز انسانهاست.
شاگرد: همینطور که من برف و می بینم تو هم میبینی؟
استاد: برای خوابیدن دیر است سحر نزدیک است.
سه شنبه *************************************
شاگرد: دنبال چی هستی؟
استاد: آزادی،...
شاگرد: بعد اینکه به دستش اوردی چی کار می کنی؟
استاد: زندگی انسان گونه.
شاگرد: با آزادیت چی کار می کنی؟
استاد: آزادی یعنی فرصت رشد کردن، انسانتر شدن.
شاگرد: پس تکامل چیه؟
استاد: تکامل راهیست از گذشته تاامروز و تا آینده، برای آزادی انسان از همه بندها.
شاگرد: پس می گی هر بچه ای که جوون امروزو پیر آینده است راه تکاملو پیموده!؟
استاد: *ارزش ها را دگرگون می کند. اما فقط به اینها ختم نمی شود.
شاگرد: من اینو ازت گرفتم اگه حال داری اونایی که نیومده رو بفرست. نه همشو. *
استاد: برای درک بهتر باید آنر از زوایای مختلف بررسی کرد.
شاگرد: دو تا سوال؟ اول دومی: ارزش چیه و کی تعیین می کنه. دوم و مهمتر. مطمئنی اگه آزادی رو پیدا کنی راه رشد و زندگی انسانی هم پیدا میکنی؟ اگه جوابش زیاده دو سری بده. اگرم خواستی جواب نده!!!
شاگرد: ما با سکوت همیشه اجازه می دیم هر برداشتی که می خوان بکنن. شب خوش
استاد: ببخشید الان نمی تونم جواب بدم.
چهارشنبه ************************************
استاد: و عشق صدای پای زنجیرهاست...
شاگرد: ولی عشق صدای پای زندگیست...
استاد: و عشق صدای پای زنجیرهاست... من سر کلاسم.
شاگرد: حتی اگه سر کلاسم باشی ولی باز هم عشق صدای پای زندگیست...
استاد: کوچکترین زندانها از آن عاشقان است.
شاگرد: و بزرگترین لحظات، لحظات عشق ورزیدن است...
استاد: و کوچکترین مغزها هم از آن عاشقان است.
شاگرد: همینطور بزرگترین دلها!
استاد: و بزرگترین رهایی ها، زخم ها،دردها، از آن عاشقانیست که معشوقانی بزرگ و بدون نقص دارند.
شاگرد: می شه عاشق و معشوقی بی نقص بود.
استاد: می شه اما نه در زندگی روزمره... بهتره بگم در یک دنیای دیگر
شاگرد: موضوع اینه که هر عاشقی معشوقشو بی نقص می بینه
استاد: ها. ها. ها. دلیلش اینه که همیشه عاشقا از معشوقا ناقص ترند.
شاگرد: یعنی میگی معشوق هرگز عاشق عاشقش نمی شه؟